محمد موسوى بجنوردى

55

علم اصول ( فارسى )

چيزهايى كه جزء انقسامات ثانويه است و در مرحلهء بعد عقل وارد ميدان مىشود و هشدار مىدهد كه امر مولا را اطاعت كن . برخى به آيات قرآن و روايات تمسك كرده‌اند كه قصد قربت لازم است ، مثلا به آيهء « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ » ، يا به آيهء « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » « 1 » يا به روايتى مانند « انما الاعمال بالنيّات » يا « انّما لكل امرئ ما نوى » و يا « لا عمل الّا بالنيّة » . با توجه به اين آيات و روايات گفته‌اند امور تعبديه بدون قصد قربت درست نمىشود . در پاسخ به اينان مىگوييم كه اين ادلّه دلالتى بر اين مسئله ندارد . در آيه « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ » حكم ارشادى است . هر امرى به اطاعت از طرف مولا صادر شود بايد حمل بر ارشاد كنيم ، چون اگر قرآن هم نمىگفت عقل به ما هشدار مىداد . شارع به دليل محال بودن تسلسل نمىتواند به « أَطِيعُوا اللَّهَ » امر كند . حال اگر در جايى به اين برخورديم كه شارع وارد چيزهايى شده كه جزء انقسامات ثانويه طبيعت است « مثل أَطِيعُوا اللَّهَ » ، مجبوريم آن را بر ارشاد محض حمل كنيم چون شارع اهتمام داشته ما را به اطاعت ارشاد كند . اين هيچ ارتباطى به مسألهء امر و قصد قربت ندارد . آيهء « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا . . . » معنايش اين است كه در مقام پرستش و كرنش و عبادت ، انسان نبايد ريا و تشريك در عبادت داشته باشد . عبادت را بايد خالصا لوجه اللّه

--> ( 1 ) البينة ( 98 ) : 5 « و ( در كتب آسمانى ) امر نشدند مگر بر اينكه خدا را به اخلاص كامل ( بىشك و ريا ) در دين ( اسلام ) پرستش كنند . . . » .